مسلمان يكي دانستهاند. اين مطلب ثابت نشده، ولي صورت لاتيني كلمهٴ آرتفيوس احتمالاً برگردان عربي است. هنوز نميتوان تاريخ اصل عربي يا ترجمهٴ لاتيني كتابهاي او را مشخص كرد. آنچه ميتوان گفت اين است كه موٴلف اصلي را بايد پس از ابنسينا (نيمهٴ اول سدهٴ يازدهم)، و پيش از گيوم اوورني (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، و راجر بيكن كه از آن نقل كرده است، قرارداد. اين مطلب كه به پندار گروهي، آرتفيوس به لطف اكسير خويش هزاروبيست و پنج سال زندگي كرده است، قرار دادن او را در هر قرني مشكل ميسازد. دو رسالهاي كه عموماً بدو نسبت داده شده در باب كيمياست به نامهاي كتابالسرّ،1 و مفتاح اعظم حكما در تبديل فلزات.2 شاه آلفونسوي فرزانه (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، سبب شد تا رسالهٴ دوم از عربي3 به كاستيلي ترجمه شود. اين رساله از اركان يا طبايع ارسطويي، تكوين فلزات، تكوين گياهان از فلزات، و جانوران از گياهان بحث ميكند.
تئوفيلوس كشيش4
صنعتگر ناشناسي كه مقارن اواخر سدهٴ يازدهم و اوايل سدهٴ دوازدهم، احتمالاً در آلمان ميزيست. قبلاً يادداشتي را به وي اختصاص دادهام (ج 1، ص 745) كه اطلاعات زير را ميتوان بدان افزود. فهرست اقسام فنون5 شامل فصلهايي دربارهٴ تهيه و استعمال رنگ روغني است؛ ازاينرو، غلط است اگر برادران وان آيك (نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم) را مخترع رنگ بدانيم.
تئوفيلوس اين رنگها را كاملاً توصيف كرده، و ممكن است پيش از او هم بوده باشد. ولي رنگهايي كه تئوفيلوس بهكار برده و تا مدتي بعد از او هم ــ شايد تا سدهٴ پانزدهم ــ به كار ميرفته است، بسيار سخت خشك ميشد. پيش از ماليدن رنگ جديد بر روي چيزي بايد رنگ قبلي را در برابر آفتاب ميخشكاندند، در صورتي كه خورشيد نميتابيد از منقل استفاده ميكردند. تئوفيلوس روغن بزرك را همراه با برخي اقسام رزين (عنبر، كوپال، سندروس) بهكار ميبرد. فُرنيس و گلاساي مورد نظر او را دقيقاً نميتوان مشخص كرد؛ ولي فُرنيس احتمالاً همان روغن جلاست كه با نام كلي رزين بوده، معرف يكي از آنها ــ احتمالاً سندروس است، كه معروفتر بود. تئوفيلوس دستورهاي مختلفي براي تهيهٴ صفحهٴ نقاشي؛ ساختن چسبها، رنگها، لاكها، روغنهاي جلا، و غيره؛ و همچنين تهيهٴ مركب از خيساندهٴ تانن و سولفات آهن بهدست ميدهد؛ همچنين بهشرح جزئيات ساختن شيشه ميپردازد.